دل به تو دادمو اما
ندونستم که دورنگی
رو لبات خنده نشسته
توی سینت دل سنگی
التماسم رو شنیدی
ولی اشکامو نچیدی
پل زدی از روی قلبم
تا ته قصه رسیدی
***
ساده بودم ساده بودم
ساده بودم با غرورم
پای تو افتاده بودم
***
تو منو خوب می شناختی
که ازم دیوونه ساختی
کاش همون اول بازی
تو می گفتی دیگه باختی
آره من دیوونه بودم
که اسیرت شده بودم
حیف اون شعرای نابی
که واسه تو می سرودم
***
ساده بودم ساده بودم
که به تو دل داده بودم
ساده بودم با غرورم
پای تو افتاده بودم
محسن احمدی
باز چشمهایم بارید
باز دستهایم لرزید
حرفهایم در عمق دلم جاماند
اما خاطراتت بیرون ریخت
روزهای سخت بر من خندیدند و رفتند
شبهای سرد ایستادند و نظاره کردند
و چه سخت بود شبهای جدایی
وچه سخت بود لحظه های بی تو بودن
و غربت نمک زخمهایم
کاش تو را می دیدم
در آن لحظه ای که لب جوی می نشستی
کاش تو را می دیدم
در آن وقت که دیدگانم خاموش نبود
آهسته تر می گویم
کاش تو را می بوسیدم